قدرت اندیشه
پیرمردی که تنها زندگی می کرد می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.
تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود. پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
" پسر عزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم چون مادرت این زمین را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات حل می شد. می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی. دوستدار تو پدر "
چند روز بعد پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد : " پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام. "
چهار صبح فردا 12 نفر از ماموران پلیس محلی تمام مزرعه را شخم زدند بدون این که اسلحه ای پیدا کنند. پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چکار کند؟
پسرش پاسخ داد : " پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم"
مشاغل تهران
اسلحه خانه
تا زمانی که قشون ایران مرکب از پیاده های چریکی و سوارهای ایلانی بود . فرمانروایان خزانه ای از اسلحه ترتیب داده و آن را به شخص امینی می سپردند تا در مواقع آرامش اسلحه کهنه و از کار افتاده را اصلاح کرده و در موارد جنگ افرادی را که به میدان رزم می رفتند مسلح می کردند .
آسیاب ها و عصار خانه ها
آسیاب ها عبارت بودند از محوطه ای که در وسط آن دو قطعه سنگ از یک طرف با اهرمی به یک رأس چارپا مانند الاغ ، شتر ، قاطر و یا اسب متصل بود و با حرکت دورانی ، سنگ روی آسیاب را به حرکت در می آورد و با گردش این سنگ ، آنچه مواد از قبیل نمک و دانه های زردچوبه و فلفل به وسط سنگ مزبور ریخته می شد نرم می گردید . در قسمت بالای متحرک جایگاهی بود که مواد خرد شونده را در داخل آن می ریختند تا از داخل سوراخ به زیر سنگ رفته و سپس خرد گردد . اما نوعی دیگر از این آسیاب ها وجود داشت که به نام عصارخانه معروف بود و این عصارخانه ها به همان شکل و کیفیتی که گفته شد کار می کردند با این تفاوت که به جای نمک و غیره مواد نباتی و روغنی مثل کرچک و غوره و غیره را به داخل ان می ریختند تا روغن و یا آب آنها گرفته شود .
ایشیک خانه ها
به کسی که امور مربوط به تشریفات را انجام می داد ایشیک آقاسی می گفتند و ایشیک آقاسی عرایض کسانی را که از ولایات برای دادخواهی به دربار می آوردند به عرض می رساند .
بازار مفت برها
در تهران قدیم در کنار خندق بیرونی شهر بازاری بود به نام بازار مفت برها که مرغوبترین اجناس در آن فراهم می گردید تا آنجا که خرید دربار و درباریان نیز در آنجا صورت می گرفت . بازاری که شامل همه نوع کالا مانند خوراک ، پوشاک ، خرازی ، بلور ، عطر ، عتیقه و ....
کله پزی ، نانوایی سنگکی ، آش فروشی ، فرنی فروشی ، آجیل فروشی ، عطاری ، سقایی ، سقاخانه ، کلاهدوزی ، توتون فروشی ، سیگارپیچی ، سیگار فروشی ، ساعت سازی ، رنگرزی ، سلمانی ، دندان کشی ( که جزو کار سلمانی ها بود ) دندانسازی های خارجی ، نقالی و سخنوری ، مسگری ، صحافی ، چایخانه ، عیادوزی ، عطاری و نسخه پیچی از جمله مشاغل موجود در آن بود . همچنین بازار ارسی دوزها ، بازار خیاط ها ( در جنوب امامزاده زید ) بازار آهنگرها و بازار پالان دوزها از جمله بازارهای موجود بود . تره بار فروشی نیز در میدان امین السلطان قرار داشت .
تلگراف خانه
در سال 1274 ه.ق بنای آن شروع شد و در ابتدای امر رشته سیم آزمایشی آن به وسیله معلمین و استادان و شاگردان دارالفنون میان تلگراف خانه و باغ لاله زاز دایر شد و چند سال بعد علیقلی خان پسر رضاقلی خان هدایت ( ناظم سابق مدرسه دارالفنون ) از تهران تا سلطانیه و از آنجا به تبریز سیم تلگراف خانه را برقرار نمود . این اقدام موجب گردید که بعدها علیقلی خان به لقب مخبرالدوله معروف شده و وزیر تلگراف کرد .
جارچی
زمانی که روزنامه در ایران به شکل منظم منتشر نمی شد . جارچی ها مطالب مهم را به گوش مردم می رساندند و مردم به گفته جارچی ها اعتماد داشتند رییس جارچی ها را جارچی باشی می نامیدند.
چای فروش های سیار
این کاسب های دوره گرد سماور بزرگی را از حلبی و یا آهن سفید همراه داشتند که آن را یک کمربند با خود حمل می کردند علاوه بر این کمربند یک کمربند دیگری هم قهوه چی به کمر می بست که در آن برای استکان و نعلبکی ها جاسازی شده بود یک سطل آب و یک ظرف مخصوص ذغال و مقداری سوخت دیگر برای جوش آوردن آب سماور نیز از مضافات بسیار بود .
داروخانه
داروخانه شورین نخستین داروخانه ای بود که داروهای فرنگی می فروخت . پس از چندی مولیون فرانسوی جهت تدریس در دارالفنون استخدام گردید و داروخانه ای هم به نام خودش تأسیس کرد .
اولین داروی خارجی که به ایران آمد گنه گنه بود که یک پزشک انگلیسی به نام کورمک برای عباس میرزا نایب السلطنه فرزند فتحعلیشاه وارد کرد که معالجه کننده تب نوبه بود .
زنبورک خانه
زنبورک تفنگ بزرگی بود که گلوله هایش به اندازه یک گردو بود و سه پایه داشت که آن پایه ها را روی زمین می گذاشتند . زنبورک چی و زنبورکچیان نظامیانی بودند که زنبورک داشتند و زنبورک چی باشی یعنی رییس کل زنبورک خانه.
زیندار خانه
زیندارخانه زین و براق اسب ها را نگهداری می کردند و در جایی به نام زیندارخانه آمد و شد داشتند
سرایدار خانه
سرایدار به نگهبانان عمارات دولتی و اثاثیه آن ها می گفتند و اداره ای که این اشخاص با آن سر و کار داشتند را سرایدار خانه می گفتند.
سمسار های دوره گرد
غیر از پیشه ها و کسب و کارهای گفته شده در تهران قدیم عده ای کاسب های دوره گرد بودند که در تمام مدت روز در خیابان ها و کوچه و بازار پرسه می زدند و با فریاد کردن متاع و کالای مستعمل از قبیل کت ، شلوار ، کلاه ، کهنه ، کفش ، خرده شیشه ، آهن پاره و غیره خریداری می کردند .
شاطر خانه
شاطرها کسانی بودند که درجلو اسب یا کالسکه شاه حرکت میکردند تا اگر فرمانی دهد ،برای اجرای امر حاضر باشند . رییس شاطرها را شاطر باشی می گفتند.
فراش خانه
فراش ها کسانی بودند که خلافکاران را به مجازات می رساندند آنها در خانه اعیان مجرم را به رو خوابانیده و چند چوب به ران هایش می نواختند . اما در کارهای دولتی اشکلک و کند و زنجیر به کار برده و حتی گوش و دماغ و دست بریدن و به طناب افکندن و سربریدن از وظایف آنها به شمار می رفت.
کالسکه خانه
کالسکه خانه هم از عهد ناصری تشکیل شد و این هنگامی بود که کالسکه به ایران وارد گردید. کالسکه چی باشی رییس کالسکه خانه بود و کلیه کالسکه چی ها تحت امر او بودند.
کشیک خانه
گارد مخصوص را می گفتند که تحت ریاست کیشیکچی باشی بود سواران کشیک خانه راغلام کشیک خانه هم میگفتند و رییس آنها راکه بعد از کشیک چی باشی، شخص اول کشیک خانه بود قولر آقاسی باشی می نامیدند مریض خانه نخستین مریضخانه ای که در تهران قدیم دایر گردید . بیمارستان دولتی بود که در سال 1290 هجری قمری در خیابان مریضخانه ( خیابان سپه ) تأسیس گردید . در حال حاضر این مریضخانه بیمارستان سینا خوانده می شود .
میر آخوندی
نگهداری حیواناتی مثل اسب و مادیان در اصطبل، کار میرآخوندی بود .
سرگرمی پایتخت نشین ها
خر بازی یا خر سواری
یکی از سرگرمی های جمعی مردم خربازی ( خرسواری ، یابو سواری ) بود و این بازی و تفریح منحصراٌ مخصوص داش مشدی های خوش پوش بود که برای سوار شدن بر خرهای معروف به خربندی و یا خرهای دولایی به خیابان علاءالدوله ( فردوسی ) می رفتند . در این خیابان ده ها خر کوچک و بزرگ همراه پالان های دیدنی و افسارهای مزین به برنج و نقره و گل میخ نقره کوبی شده و زنگوله های ریسه ای و پالان های مخمل و شال و ترمه و اطلس پرزرق و برق و دست و پا و بال و دم حنابسته و سم های سیاه شده و منگوله های زیبا آماده شده بود .
خربازها و یا یابوسوارها نیز لباس های جالبی می پوشیدند . مثلاٌ لباده های بلند از ماهوت و مخمل و رداهای رالی و کپنک های نمدی و شال های ابریشمی و گیوه های آجیره و ملکی و غیره و این خرسوارها در برابر چشمان صدها تماشاچی از حاشیه خیابان علاءالدوله و گاهی لاله زار بالا و پایین می رفتند .
مسأله گوها یا مرشدها
یکی از سرگرمی های تهرانی ها مساله گوها یا مرشد ها بودند که با صدای رگه دار و زنگدار در میدان ها و خیابان های دارالخلافه ، معرکه به راه می انداختند . آنها معمولاٌ دو نفر بودند یکی خود مرشد ( مساله گو ) و دیگری بچه مرشد . به این ترتیب که مرشد مسأله ای را در برابر جمعیت حاضر مطرح می کرد و بچه مرشد به آن پاسخ می گفت . این مرشد ها معمولاٌ تا پولی از مردم جمع آوری نمی کردند شروع به مسأله گویی نمی کردند و گاهی این حضرات مرشدها حرف های خود را در یک جای حساس قطع می کردند . الباقی را به روز دیگر حواله می کردند تا خلایق را تشنه تر و مشتاق تر گردانند .
عکاسی
از ورود اولین دوربین عکاسی به ایران بیش از 150 سال می گذرد . در اوایل سلطنت ناصرالدن شاه قاجار کلاسی در مدرسه داالفنون دایر شد که جهت آموزش عکاسی به شاه زادگان و درباریان قاجار و توسط عبداله قاجار که می توان به عنوان پدر عکاسی ایران از وی نام برد اداره می شد .
ناصرالدین شاه به علت علاقه ای که خود به عکاسی داشت . عکاسی می کرد و از آن دوران عکس های زیادی باقی مانده که در کاخ گلستان موجود است .
بعد از دارالفنون و عبداله قاجار ، عکاسی تدریجاٌ توسط اشخاصی مانند « آنتوان عکاس » ماشاءاله خان و روسی خان توسعه یافت و از حالت درباری خارج شد و فراگیر شد . از جمله عکاسی های قدیمی می توان به فتوگرافی نهامی با بیش از 70 سال سابقه اشاره نمود که دارای آرشیو بزرگی از عکس های تاریخی می باشد .
سینما
سینما از سال ها پیش وارد ایران شد و همان طور که می دانید فیلم هایی که در آن نمایش داده می شد همگی فیلم صامت و غیرناطق بودند . اولین سینما در خیابان مریضخانه ( سپه ) به نام سینما سپه تأسیس گردید که چندین سال مشغول کار بود .
اولین فیلم های صامت در سینما
در دی ماه سال 1309 هجری شمسی اولین فیلم ایرانی در تهران به نمایش در آمد . این فیلم صامت آبی و رابی نام داشت توسط فردی بنام اوانس اوگانپاسن نوشته و ساخته شده بود . اوگانپاسن اولین کسی بود که مدرسه ای برای تربیت آرتیست در ایران تأسیس کرد و برای ساختن اولین فیلمش نیز از شاگردان همین مدرسه استفاده کرد . هنرپیشگان اولین فیلم آبی و رابی که یک فیلم کمدی بود عبارت بودند از محمد ضرابی و غلامعلی سهرابی که یکی نقش فرد کوتاه قد و دیگری نقش یک فرد بلند قد را بازی می کرد . در طول فیلم حوادث غیرمترقبه و جالب و خنده داری برای این دو به وجود می آمد . این فیلم برای اولین بار در سینما مایاک تهران به نمایش در آمد و طبق روایتی می گویند که در یک حادثه آتش سوزی در این سینما فیلم آبی و رابی از بین رفته است . پس از فیلم آبی و رابی اوگانپاسن دست به کار ساخت دومین فیلم خود به نام حاجی آقا آکتور سینما می شود را شروع کرد و این فیلم پس از طی مراحل تولید در اواخر سال 1312 ه.ش آماده نمایش شد ولی در همین زمان تب اولین فیلم ناطق فارسی همه گیر می شود و این نمایش گر چه جزو اولین فیلم های ایرانی بود توفیقی برای سازندگانش به بار نیاورد و بلکه تا حدودی باعث ورشکستگی آنان نیز شد .
اولین فیلم ناطق ایرانی
فیلم دختر لر اولین فیلم ناطق ایرانی است که در اوایل سال 1312 هجری شمسی به نویسندگی و بازیگری نقش اول و کارگردانی هنری ، عبدالحسین سپنتا در بمبئی شروع به فیلمبرداری می شود و پس از اتمام کار فیلم دختر لر در سال 1312 هجری شمسی در تهران به روی پرده می رود و از همان روزهای آغاز نمایش با استقبال چشمگیر و بی سابقه ای مواجه می شود . در آن زمان سینماهای تهران هفته ای یک تا دو فیلم عوض می کردند ولی این با سینماهایی که این فیلم را نمایش می دادند سنت شکنی را آغاز کرده و به علت فروش بسیار خوب آن مدت زیادی این فیلم را بر روی پرده باقی گذاردند به طوری که حدود یک ماه سینما مایاک و 110 روز سینما سپه در اوایل کار به نمایش این فیلم پرداختند و پس از آن بارها این فیلم در سینماهای مختلف به روی پرده رفت .
سپنتا را می توان پدر سینمای ناطق ایران نامید وی زمانی دست به ساخت فیلم ناطق ایرانی زد که میزان آگاهی داده و آنها را با فرهنگ و گذشته خویش آشنا سازد از کارهای بعدی سپنتا هم روشن می گردد که وی تا چه اندازه سعی در احیای فرهنگ ایران داشت . فیلم های دیگر او عبارتند از : فردوسی ، شیرین و فرهاد ، چشم های سیاه ، لیلی و مجنون ، و چند فیلم کوتاه دیگر .
نمایش لوطی عنتری
تماشای لوطی عنتری هم از جمله سرگرمی های مردم تهران قدیم بود و به کمک یک کمانچه ، عنتر یا میمون تربیت شده ای را در حضور مردم به رقص و عملیات شگفت آور وار می داشتند . گاهی به جای یک عنتر ، خرس های کوچک دست آموز وظیفه اجرای نقش عنتر را به عهده داشتند و حرکاتی جالب را در معرض دید تماشاگران قرار می دادند . لوطی عنترها به طور سیار نمایش می دادند و در کوچه و خیابان ها با نواختن ضرب اهل محل را خبر می کردند .
میدان های تهران
در دوره قاجار5 میدان در تهران وجود داشت: بهارستان، توپخانه، ارگ، پاقاپوق و مشق. بعدها میادین دیگری نیز به آن اضافه شد:
1. میدان حسن آباد: این میدان را که چهار راه هشت گنبد نیز می گفتند در زمان زندیه، خارج از محدوده تهران قرار داشت و در زمان ریاست کریم آقا بوذرجمهری بر بلدیه تهران ساخته شد.میدان حسن آباد را به نام میرزا حسن مستوفی الممالک فرزند میرزا یوسف آشتیانی صدر اعظم ناصر الدین شاه نامگذاری کرده بودند. گورستان حسن آباد در شمال غربی میدان قرار داشت که بعدها آن را تخریب و اداره ی آتش نشانی بنا کردند.در مجاورت گورستان حمامی بود که شایع شده بود محل رفت و آمد اجنه است. به همین دلیل این حمام متروکه شد و تبدیل به بانک و مراکز خرید و فروش گردید.
2. محله سبزه میدان: از محله های مهم تهران و میدان اصلی شهر بود. درزمان زندیه و قاجاریه در این مکان دشت وسیعی قرار داشت که در آن سبزیجات کشت می شد.
3. میدان مشق: در این میدان قشون نظامی، آموزش نظامی می دیدند. این میدان در محل فعلی اداره گمرک، باغ وزارت امورخارجه و شهربانی و در شمال ارگ قرار داشت.
4. میدان سپه (توپخانه یا امام خمینی): این میدان به دستور امیرکبیر و جهت نظم دهی و ساماندهی تهران ساخته شد. این میدان محل استقرار توپها و قشون نظامی بود. بعدها در ضلع شمالی میدان، ساختمان بلدیه تهران و در ضلع شرقی اداره گمرکات بنا گردید که هم اکنون ساختمان بانک تجارت است.
5. میدان پاقاپوق (محمدیه یا اعدام): این میدان در گذشته خارج از شهر قرار داشت. از آنجا که قبلاً مجرمین را پای تپه ای که در وسط میدان قرار داشت می آوردند و می زدند، آن را میدان پاقاپوق می گفتند. بعدها با آمدن طناب دار آن را میدان اعدام نیز می گفتند.
6. میدان بهارستان: در این میدان در روز عید قربان مراسم شتر قربانی برگزار می شده و نیز نخستین جشن سالانه مشروطیت برگزار شده است.
7. میدان ارگ: مهم ترین میدان تهران قدیم بود. این میدان از دوره زندیه باقیمانده و توسط فتحعلی شاه، ارگ نام گرفت. میدان توپخانه قدیم، باغ گلشن و فعلاً میدان 15 خرداد نام دیگر آن است.
8. امین السلطان: نزدیک دروازه قدیم حضرت عبدالعظیم است.
9. سرقبرآقا (مولوی): در پشت بقعه سرقبرآقا که شبهای جمعه مارگیرها و شعبده بازها معرکه می گرفتند.
10. میدان مال فروشها: نزدیک بازار آهنگرها قرار داشت و محل خرید و فروش حیوانات بارکش و سواری بود.
11. میدان کاه فروش ها: جنب میدان مال فروش ها قرار داشت و محل خرید و فروش کاه و یونجه بود. این میدان، پاتوق کریم شیره ای بود.
12. میدان گمرک (رازی): در انتهای خیابان امیریه و محل ورود کلیه کالاهای تجاری به تهران بود. گمرک کالاها دراین میدان اخذ می شد.
ارگ تهران
این بنای تاریخی که مجموعه ای از عمارت های سلطنتی بود در حدفاصل خیابان ناصرخسرو تا خیابان خیام و میدان توپخانه تا 15 خرداد شرقی قرار داشت. اگر چه در طول تاریخ تخریب و تغییرات فراوان در این ارگ روی داده است ولی می توان بخش های آن را به شرح زیر تقسیم کرد:
1. میدان ارگ: که توپ مروارید در آن قرار داشت. این توپ فعلاً در باشگاه افسران وزارت امور خارجه در خیابان سی تیر نگهداری می شود.
2. کاخ گلستان: این کاخ که محل اقامت شاهان سلسله قاجاری بوده است از زیباترین و کهن ترین بناهای پایتخت دویست ساله ایران است. شاه عباس صفوی در قسمت شمالی حصار تهماسبی، چهارباغ و چیارستانی احداث نمود که بعدها دیوار بلندی اطراف آن بنا کرد و عمارات مقر سلطنتی را در داخل آن ساخت و این فضا را "ارگ" نامید. از بناهای دوره صفوی در این منطقه در این منطقه اثری نیست. قسمت های مختلف کاخ گلستان به شرح زیر است :
ـ خلوت کریم خانی: در شمال غرب محوطه و چسبیده به تالار سلام قرار دارد. در همین مکان بود که آقا محمد خان قاجار پس از نبش قبر کریمخان زند، باقیمانده استخوان های او را دفن کرد.
ـ ایوان تخت مرمر: این بنا و بنای فوق از قدیمی ترین بناهای کاخ گلستان هستند. این بنا را قبلاً "دیوانخانه" یا "ایوان دارالاماره" نیز می گفتند. در آن شش پرده از جنگلهای فتحعلی شاه، صفویان، نادر شاه و ... وجود دارد. تخت مرمر یا تخت سلیمانی آن به دستور فتحعلی شاه از سنگ مرمر زرد معادن یزد و توسط سنگ تراشان اصفهانی ساخته شده است، نقوش این سنگ دیدنی است.
ـ تالار آینه یا تالار گلستان: در ضلع شمالی کاخ قرار دارد و به علت موقعیت و زیبایی آینه کاری های سقف و دیوارهای آن و نیز تابلو نقاشی رنگ و روغنی که مرحوم کمال الملک از آن تهیه کرده است معروفیت بسیار دارد.
ـ تالار سلام یا تالار موزه: در غرب تالار آینه قرار دارد. در ابتدای آثار هنری و تاریخی ایران و هدایای ارسالی اروپایی برای شاه و غنایم ارزشمند جنگی در این محل نگهداری می شد. ولی بعدها به دلیل ناامنی به سرداب زیر عمارت منتقل شد. به دلیل اینکه مراسم سلام های خاص و رسمی در این تالار برگزار می شد، آن را تالار سلام می نامیدند.
ـ عمارت نارجستان: شامل یک موزه و یک ساختمان زیبا بود که کره جغرافیایی منحصر به فرد و دیدنی در آن نگهداری می شد. بعدها در دوره ی پهلوی تخریب و به جای آن عمارت خوابگاه بنا شد.
ـ عمارت بادگیر: در ضلع جنوبی و از بناهای دوره فتحعلی شاه است.
ـ تالار الماس: در ضلع جنوبی و به دلیل آینه کاریهای داخلی، آن را الماس خوانده اند.
ـ کاخ ابیض: در جنوب غربی و به شیوه بناهای قرن هجدهم اروپا گچ بری شده و به دلیل استفاده از مرمر سفید رگه دار در ساختمان و پله ها، آن را ابیض نامیدند. از این محل در دوره ناصریه برای نگهداری هدایای ارسالی "سلطان عبدالحمید عثمانی" و دیگر هدایای اروپایی استفاده می شد.
ـ شمس العماره: از بناهای مرتفع و مشخص تهران قدیم است که به دستور ناصرالدین شاه احداث شد.
مدرسه دارالفنون، اصطبل توپخانه، اصطبل کالسکه، دیوانخانه عدالت، سر در نقاره خانه و ... از دیگر قسمت های این ارگ می باشند.
کاخ نیاوران
محمد شاه قاجار در دهکده نیاوران عمارتی ییلاقی ساخت. ناصرالدین شاه آن را ویران کرد و به جای آن قصری در دو طبقه ساخت و آن را قصر نیاوران نامید. طبقه اول آن شاه نشین و طبقه دوم آن تالار آینه بود.
بعد از گذشت سی سال از حکومت ناصرالدین شاه، فتحعلی شاه خود را صاحب قرآن خواند و این قصر را "صاحبقرانیه" نامیده شد. کوشک احمد شاهی، موزه جهان نما و موزه هنر ملل از دیگر قسمت های این کاخ هستند.
کاخ سلطنت آباد
در سال 1305 بعد از کاخ نیاوران، در نزدیکی جلگه قریه رستم آباد به دستور ناصرالدین شاه کاخی با چندین ساختمان کلاه فرنگی زیبا و نهرهای روان ساخته شد. به همین دلیل این منطقه را سلطنت آباد نامیدند.
کاخ سعد آباد
منطقه سعد آباد که به علت ییلاقی بودن در زمان قاجار مورد توجه قرار گرفته بود در زمان رضا خان توسعه یافت. این کاخ در شمال غربی تجریش قرار دارد.
کاخ فیروزه
این کاخ کوچک که در زمان ناصرالدین شاه ساخته شده است، از نظر کاشی کاری داخلی و شیوه معماری اثر هنری جالب توجهی به شمار می رود و محل شاهان قاجاری هنگام تفریح و شکار بود.
کاخ سلیمانیه
این کاخ به دستور فتحعلی شاه در حوالی کرج ساخته و به فرمان وی "سلیمانیه" نامیده شد. این کاخ امروزه در تملک دانشکده کشاورزی کرج قرار دارد.
کاخ بهارستان
این کاخ در سال 1300 بنا نهاده شد و هم اکنون به مجلس شورای اسلامی تعلق دارد.
قصر دوشان تپه (تپه خرگوش ها)
این مکان به دلیل وجود پلنگ های متعدد، تفریح گاهی برای شاهان قاجاری بود که ضمن استراحت به شکار پلنگ نیز بپردازند.
مدارس تهران
مدرسه سپهسالار قدیم: در خیابان ناصرخسرو و مربوط به دوره قاجاری
مدرسه صدر: در جلوخان مدرسه شاه تهران و مهمترین مدرسه بود.
مدرسه مروی (مدرسه فخریه): در خیابان ناصریه و بازار مروی و در سال 1323 بنا شد
مدرسه رضا قلی خان: در کوچه خانقاه
مدرسه پامنار: در محله پامنار.
مدرسه دارالفنون: در سال 1267 و به دستور امیرکبیر بنا شد.
مدرسه ارفع الدوله، مدرسه فلاحت و مدرسه سیاسی مخصوص از جمله دیگر مدارس تهران بود.
باغ های تهران
باغ نگارستان: در شمال میدان بهارستان قرار داشت و اکنون به وزارت ارشاد اسلامی تبدیل گردیده است. قبل از آن مدرسه نقاشی کمال الملک بوده است.
باغ ایلچی: محل سفارت شوروی است.
باغ صبا: جاده قدیم شمیران (خیابان شریعتی).
باغ شاه (میدان حر): شمال میدان اسب دوانی
باغ پسته بیک: حدفاصل کوچه امام زاده یحیی و خیابان ری که در آن بیشتر پسته می کاشتند.
باغ حسام السلطنه.
باغ ایلخانی: جنوب سفارت انگلیس بین خیابان مخبر الدوله و خیابان باغ ایلخانی.
باغ شعاع السلطنه: در نزدیکی خیابان سپه.
تهران قبل از قرن ششم هجری قمری یکی از روستاهای نا چیز و کم اهمیت بود و شهر ری که تقریباً در6 کیلومتری تهران قرار داشت،کانون عظیم تمدن و فرهنگ قدیم این خطه به شمار می رفت تا اینکه با هجوم ویرانگر مغولان، ری رو به ویرانی نهاد.
تهران قدیم قریه ای بزرگ با باغات و درختان سرسبز بوده است که سکنه آن در خانه های سراب مانند به سر می بردند.همین که دشمن به این ده حمله می رد به خانه های تحتانی که در زیر زمین بود پناه می بردند و هرقدر در این حصار می ماندند باز هم آذوقه آنها تمام نمی شد. به همین دلیل تهران را لانه مورچگان نیز می گفتند.
در زمان صفویه،شاه تهماسب که به دایا مدلون بودن جد اعلای صفویان ـ امام زاده حمزه(ع)ـ در جوار حضرت عبد العظیم(ع) بارها از قزوین به این اماکن مقدسه سفر کرده بود، نخستین بار در سال 944 هجری قمری از قریه آباد تهدان دیدار کرد و از آن خوش آمد و برای آبارانی آن همت گمارد و دستور داد در اطراف تهران بارویی با 114 برج(به تعداد سور قرآن) بنا کردند و در هر برج سوره ای از قرآن را برای تبرک پنهان سازند. در آن زمان تهدان فقط4 دروازه داشت: دروازه عبدالعظیم، دروازه شمیران، دروازه قزوین و دروازه دولاب.
در دوره افغانها و افشاریه، تهران پیشرفت کمی داشت. در زمان کریم خان زند تهران پانتخت شد. سپس پانتخت به شیراز منتقل شد. در زمان قاجاریه مجدداً تهران پایتخت شد.در آن زمان تهران25000نفر جمعیت داشت.
وجه تسمیه : لغت تهران مرکب از دو بخش "ته" به فتح "ت" به معنای انتها و "ران" به معنای دامنه کوه است. چون قریه تهران در پایین دامنه کوه البرز قرار گرفته بود، آن را به این اسم می نامیدند.در دوران شاه عباس صفوی، به دستور وی درختان چنار زیادی در اطراف تهران کاشته شد. به دلیل همین فراوانی درختان چنار، تهران را "چنارستان" نیز می گفتند.
دروازه های تهران
تهران در زمان شاه تهماسب چهار دروازه داشت. در زمان تسلط افغان ها بر تهران، دروازه ی ارگ نیز بنا شد. در نهایت تهران در زمان قاجاریه دارای 13 دروازه بود. این دروازه ها 3 ساعت بعد از غروب آفتاب بسته می شد و گذر از آنها منوط به داشتن رمز عبور بود. این دروازه ها عبارت بودند از:
1. دروازه ی یوسف آباد، در شمال غرب شهر
2. دروازه ی دولاب در مدخل کنونی بازارجه نایب السلطنه، خیابان ری
3. دروازه شمیران، در شمال شرقی شهر و در ابتدای جاده شمیران
4. دروازه درشان تپه، در شرق میدان ژاله(میدان شهدای جنوبی)
5. دروازه دولت، در تقاطع فعلی خیابان انقلاب و سعدی حدفاصل دروازه های شمیران و یوسف آباد
6. دروازه خراسان پایین تر از دروازه دولاب
7. دروازه راه آهن، در جنوب
8. دروازه عبد العظیم یا دروازه اصفهان،در مدخل کنونی بازار عباس اباد، خیابان مولوی
9. دروازه غار، درغرب دروازه عبدالعظیم
10. دروازه خانی آباد، در جنوب غرب
11. دروازه قزوین، در مدخل کنونی بازارچه قوام الدوله، میدان شاهپور سابق
12. دروازه باغ شاه، در نزدیک باغ شاه
13. دروازه گمرک، پایین تر از دروازه قزوین
محلات تهران
تهران در زمان های قدیم از محله های کوچک تشکیل شده بود. در زمان زندیه کریم خان از ترکیب محلات کوچک، دو محله بزرگ عودلوجان و چالمیدان را به وجود آورد. بعد ها در زمان قاجاریه، تهران به 5 محل اصلی تقسیم شد. هر یک از این محلات به کوچه های کوچکتر تقسیم می شد. این محلات عبارت بودند از:
1. محله عودلاجان:این محله در محدوده ارگ و حدفاصل خیابان ناصر خسرو،خیابان 15 خرداد شرقی، بازار عودلاجان و پامنار و خیابان امیر کبیر قرار داشت. این محله جایگاه پخش آب بوده است. " سرچشمه" و "سرپولک" (پول تلفظ محلی پل است) نام های دیگر این محله اند.
2. محله سنگلج: این محله از شرق به خیابان خیام، از شمال به میدان حسن آباد و خیابان شیخ هادی و به محل فعلی پارک شهر و خیابانهای اطراف اطلاق می شد. این محله از بزرگترین، آبادترین و پرجمعیت ترین محلات تهران بود. از آنجاییکه تقسیم بندی آب در این محله بوسیله پاره های سنگ انجام می شد، آن را "سنگ رج" یا "سنگلج" می گفتند.
3. محله بازار: این محله از جنوب سبزه میدان تا بازار مال فروشها در خیابان مولوی امتداد داشت و شامل دو بخش سرباز و سرپوشیده بود.
بازار تهران
کوچه ها، راهروها، چهارراه ها، مهمانخانه ها و مساجد مرتبی داشت. سقف آن دارای گنبد های آجری روزنه داری بود که نور و هوا از آنها به داخل بازار نفوذ می کرد. بازارهای کوچک را بازارچه و بازارهای بی سقف را گذر می نامیدند.
چهار سوق: این محل که به دستور فتحعلی شاه ساخته و محل اقامت داروغه ی شهر بود در داخل خیابان "بازار بزرگ فعلی" قرار داشت. هر روز ساعت 8 عصر طبل ها در میدان ارگ به گوش می رسید و کسبه بایستی تا یک ساعت بعد کار روز را تعطیل نمایند و پس از 9 کسی اجازه ی تردد در این محله را نداشت. داروغه در چهارسوق بزرگ می نشست و گزارش مأموران و محافظان اموال مردم را استماع می کرد. کمی آنطرفتر از چهارسوق بزرگ، چهارسوق کوچک قرار دارد.
چال میدان: به علت گودبرداری هایی که برای ساختن برجها و حصارها از این منطقه به عمل آمده بود، آن را چاله میدان می نامیدند. این محله به بازار چهل تن و امامزاده سید اسمعیل، میدان مال فروش ها، و میدان امین السلطان و گمرک و خانی آباد و دروازه غار و میدان پاقاپوق(میدان اعدام یا محمدیه فعلی) محدود می شد. این محله قدیمی ترین محله تهران بوده است.
محله دولت: این محله حدفاصل خیابان های لاله زار، فردوسی، سعدی، اکباتان، ایران، 17 شهریور، بهارستان و دروازه شمیران را در بر می گرفت.
خیابان های تهران
خیابان های تهران در زمان قاجاریه به حدود 15 خیابان محدود می شد:
ـ خیابان باب همایون (باب عالی): چون در محاذی باب همایون یا سردرالماسیه واقع شده بود آن را باب همایون می گفتند. مدرسه نظام، قورخانه و مجمع الصنایع و مسجد مهد علیا در این خیابان قرار داشت.
ـ خیابان ناصریه: همان ناصر خسرو فعلی است که به دلیل وجود ساختمان شمس العماره در این خیابان جلوه و موقعیت فاخر یافته بود. این خیابان اولین خیابان تهران است.
ـ خیابان جباخانه (بوذر جمهری): حدفاصل خیابان ناصری تا گلوبندک بوده است که جباخانه دولتی در آن قرار داشته است. قهوه خانه قنبر در این خیابان قرار داشت.
ـ خیابان چراغ گاز (چراغ برق یا امیرکبیر فعلی) : که کارخانه چراغ گاز در آن وجود داشت و سپس این کارخانه تعطیل و تبدیل به کارخانه چراغ برق شد.
ـ خیابان جلیل آباد (خیام): این خیابان حدفاصل میان محله سنگلج و عودلاجان بود که امنیت آن به هیچ اداره ای مربوط نمی شد. لذا محل اجتماع دزدان، اراذل و اوباش محله ی سنگلج بود. بعدها اولین سازمان منتظم انتظامات در این خیابان تشکیل گردید.
ـ خیابان لاله زار: در زمان فتحعلی شاه خارج از محدوده ی تهران و به لاله زار معروف بود. ناصرالدین شاه آن را تخریب و خیابانی شبیه شانزه لیزه پاریس به نام خیابان لاله زار ایجاد کرد و به دلیل خط واگن اسبی یکی از خیابان های پرزرق و برق تهران شد. خیابان دکتر طراوزان(پزشک ناصر الدین شاه) نام دیگر آن است.
ـ خیابان لختی ( سعدی): یکی از خیابان هایی است که در اثر تخریب باغ لاله زار بوجود آمد. تردد جمعیت بسیار کم باعث می شد تا راهزنان و شبروها مردم را لخت کنند. وجه تسمیه آن به همین علت است.
ـ خیابان علاءالدوله (فردوسی یا خیابان باغ ایلخانی): باغ ایلخانی که هم اکنون به بانک ملی شعبه مرکزی خیابان فردوسی تبدیل شده است از توپخانه تاسفارت ترکیه فعلی (عثمانیه) ادامه داشته است.
ـ خیابان مریضخانه ( باغ شاه، سپه یا امام خمینی): زندان دارالخلافه و اولین مریضخانه تهران در این خیابان قرار داشت. مرحوم مدرس در همین بیمارستان بستری شد.
ـ کوچه نایب السلطنه (داور): در شرق کاخ دادگستری قرار دارد.
ـ خیابان دولت: از این خیابان طویل و باصفای قدیمی که محل سکونت صاحب منصبان و اعضای سفارتخانه ها بوده، اکنون اثری نیست. اولین حوض خانه ( رستوران امروزی) در این خیابان به وجود آمد.
ـ خیابان امیریه (امیرکبیر): این خیابان یکی از دل انگیزترین تفریح گاههای مردم تهران به ویژه اعیان و اشراف و امرا و امنای دولت بوده است. اولین کالسکه در این خیابان ساخته و پرداخته شد. نام منیریه منشعب از این خیابان گرفته شده از نام دختر ناصرالدین شاه و خواهر نایب السلطنه بوده است.
ـ خیابان دوشان تپه (فرح آباد): از میدان ژاله (دروازه دوشان تپه) به شرق تا فرح آباد (قصر فیروزه) ادامه داشت.
ـ خیابان قوام السلطنه (سی ام تیر)
ـ خیابان گار ماشین (خیابان ری)
ـ خیابان حسن آباد
ـ خیابان استانبول
ـ خیابان علاءالدوله (فردوسی)
ـ خیابان ملک (سه راه امیریه تا میدان قزوین)
ـ خیابان ارامنه (از میدان وحدت اسلامی تا پل امیر بهادر)
ـ خیابان فرهنگ
ـ خیابان امیر بهادر
مقدمه
نظریه ها و قاعده های ریاضی، با کشف خود «هستی» پیدا می کنند، آن ها تنها وجود دارند و اغلب بدون کاربردند. دیر یا زود، و گاهی بعد از صدها و هزارها سال، این موجودات ریاضی به «صفت» تبدیل می شوند و کاربرد خود را در زندگی و عمل، در سایر دانش ها، در صنعت و هنر پیدا می کنند.
«اویلر»
شاید ??? سال پیش کسی فکر نمی کرد لگاریتمی که در رابطه با نیاز محاسبات عملی کشف شد در آینده کاربردهای وسیعی پیدا کند.
با ورود لگاریتم به دنیای ریاضیات و آشنا شدن مردم و دانشمندان با آن، این شاخه کاربردهای زیادی را در زندگی روزمره پیدا کرد. چنانکه امروزه لگاریتم در حسابداری و در تعیین بهره ی مرکب و نیز مسائل مالی کاربرد فراوانی یافته است. همان زمان که لگاریتم اختراع شده بود اویلر رابطه ی بین عدد e و بهره ی مرکب را دریافت و فهمید که حد بهره به سمت عددی متناسب (یا مساوی در شرایط خاص) ، که همان عدد e است میل می کند. همچنین از لگاریتم در مدلسازی و بازار یابی سهمی استفاده می شود. مدلسازی ایجاد الگو و تمثیلی برای تجسم واقعیت های خارجی است که در مسائل مربوط به ریاضیات و حسابداری کاربرد دارد.
لگاریتم
به توان رساندن دارای 2 عمل معکوس می باشد. اگر a=c در این صورت پیدا نمودن a یعنی استخراج ریشه یکی از دو عمل معکوس می باشد و پیدا نمودن b یعنی لگاریتم گیری عمل معکوس دیگر است.
لگاریتم به چه منظوری اختراع شده است؟
بدیهی است که تا نیاز به چیزی احساس نشود آن چیز کشف و اختراع نمی گردد، در واقع هرکدام از علومی که با آن روبه رو هستیم هریک به مقتضای نیازی و با توجه به هدف خاصی پیکر بندی شده اند.
لگاریتم نیز با توجه به محاسبه های طولانی و ملال آوری که دانشمندان سده های شانزدهم و هفدهم میلادی با آن سر و کار داشتند، بوجود آمد. این محاسبه ها وقت و نیروی زیادی را از دانشمندان تلف می کرد و همیشه دانشمندان در ذهن داشتند که چطور می شود بدون انجام چنین محاسبات پیچیده و دشواری و آن هم در کمترین زمان ممکن به جواب مطلوب دست یابند. گفته می شود که حتی در قرن هشتم هندی ها با محاسبات مربوط به لگاریتم آشنایی داشتند اما این کلمه و مفهوم مربوط می شود به قرن شانزدهم .جدول هایی نیز در این زمینه بوجود آمد و شاید همین تلاش ها و نیازها بود که سر انجام به کشف لگاریتم انجامید تا آن جا که دو دانشمند به طور همزمان و بدون اینکه از کار یکدیگر آگاه باشند موفق به کسب چنین افتخاری گشتند اولی جان نپر و دیگری بورگی.
اما اصطلاح لگاریتم نشات گرفته از فعالیت های نپر است که از واژه ی یونانی «لوگوس» به معنی نسبت و «ارتیوس» به معنی عدد گرفته شده است. او همچنین بجای لگاریتم از اصطلاح عدد ساختگی نیز استفاده می کرد. نپر چکیده ی کارهای خود را در کتابی با عنوان «شرح جدول های عجیب لگاریتمی» چاپ کرد و به دنیا نمایاند.
عدد e (مبنای لگاریتم طبیعی) نیز در چنین سال هایی چشم به جهان و جهانیان گشود. گفته می شود کاشف عددe آن گونه که برخی می پندارنداویلر نبوده است بلکه خود نپر بحث مربوط به لگاریتم طبیعی و عدد e را در یکی از نوشته هایش پیش کشیده است.
بعد از آشکار شدن لگاریتم به جهانیان ابزارهایی برای آسانتر کردن محاسبات لگاریتمی کشف شد که از آن جمله می توان به خط کش لگاریتمی ساخته ی گونتر انگلیسی اشاره نمود. امروزه نیز با استفاده از ماشین حساب و با فشردن یک کلید میتوان عمل لگاریتم گرفتن را به آسانی و سرعت انجام داد.
نپر مخترع اولین جدول های لگاریتم درباره ی انگیزه ی خود چنین می گوید :« تا جایی که می توانستم کوشیدم تا از مشکلات و خستگی مربوط به محاسبات که کسالت و دلتنگی ناشی از آن عده ی زیادی را از مطالعه ی ریاضی می ترساند رهایی یابم »
حقیقتاً لگاریتم علاوه بر اینکه امکان می دهد عملیاتی را اجراء نماییم که بدون کمک لگاریتم به اشکال زیاد بر می خورد ( مثلاً استخراج ریشه ی درجه ی دلخواه ) محاسبات را فوق العاده آسان و سریع می سازد.
شاید هیچوقت نپر فکر نمی کرد که جدول هایی را که برای ساده کردن محاسبات طولانی تنظیم کرد، جرقه ای این چنین را در ریاضیات ایجاد کند.
این گفته ی لاپلاس بی اساس نیست که می گوید :« اختراع لگاریتم کار محاسبه ی چند ماهه را تا چند روزه کوتاه ساخته گویا که عمر منجمین را دو چندان می سازد.»
لاپلاس، این ریاضی دان بزرگ درباره ی منجمان صحبت می نماید زیرا آنها با محاسبات بخصوص پیچیده و خسته کننده روبرو می شوند. شاید او نمی دانست که نه تنها طول زندگی اخترشناسان بلکه دریانوردان، بازرگانان، موسیقیدانان، شیمیدانان، ریاضیدانان، زمین شناسان و حتی همه ی انسان های کره ی زمین را چند برابر کرد.
ما که به استفاده از لگاریتم و آسانی برآورد ها که از آن ناشی می شود عادت کرده ایم به سختی می توانیم آن وجد و شگفتی را که پیدایش لگاریتم باعث شد در نظر مجسم کنیم.
بریگس یکی از معاصران نپر که بعداً به اختراع لگاریتم اعشاری شهرت یافت پس از دریافت رساله ی نپر نوشته بود :« نپر با لگاریتم های نو و عجیب خود مرا مجبور ساخت به شدت با کله و دست کار کنم. امیدوارم که در فصل تابستان او را ببینم زیرا هیچ گاه کتابی نخوانده ام که بیشتر مورد پسند من قرار گرفته و مرا متحیر ساخته باشد.»
بریگس تصمیم خود را عملی ساخته و به اسکاتلند رفت تا مخترع لگاریتم را ملاقات کند در اثنای ملاقات بریگس گفت :« من این سفر دور و دراز را تنها به یک منظور متحمل شدم آن اینکه شما را ببینم و آگاه شوم که به کمک کدام ابزار تیز هوشی و هنر، شما به فکر لگاریتم، این ممد کار عالی منجمان دست یافتید. با وجود این من حالا بیشتر از آن جهت تعجب می کنم که چرا هیچ کس قبلاً آن را پیدا نکرد زیرا اکنون که از آن اطلاع حاصل کردم فوق العاده ساده به نظر می رسد.»
لازم به ذکر است که نخستین لگاریتم های اعشاری باتلاش ریاضی دان اهل لندن، یعنی هنری بریگس تدوین شد و 14 رقمی بود. چند سال بعد جداول 10 رقمی آندریان ولاک ریاضی دان هلندی جای آنها را گرفت.
سلام ببخشید دیر به دیر آپ می کنم اما این بار یه چیز جالب دارم.
اینک که من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزو امپراتوری ایران میباشد ودر تمام این کشورها پول ایران رواج دارد.و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام میباشند و مردم کشور ها نیز دارای احترام هستندجانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد وراه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آنها دخالت نکند و مذهب و شعائر آنها رامحترم بشمارد اکنون که من از دنیا می روم تو دوازده کرور در زردرخزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد. زیرا قدرت یک پادشاه فقط در شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست البته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره ها یبافزایی نه که از آن بکاهی.من نمیگویم که از آن برداشت نکنی زیرا قاعده این زر این است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند. اما در اولین فرصت آنچه را که برداشتی به خزانه برگردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن.ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها که از سنگساخته میشود به شکل استوانه است , در مصر آموختم .چون انبار ها پیوسته تخلیه میشود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبارها سالها می ماند. بدون اینکه فاسد شوند. وتوباید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خواربار استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بو جاری شد به انبار منتقل نما. بدین ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود.هرگز دوستان وندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار برای آنان همان مزیت دوست بودن با تو کافیست.چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آن به مردم ظلم بنمایند و استقاده نا مشروع کنند نخواهی توانست آنهارا مجازات کنی چون با تو دوست هستند وتو ناچاری رعایت دوستی نمایی.کانالی که من میحواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن کانال را باتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند.اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ایران , نظم وامنیت برقرار کند. ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی. با یک ارتش نیرومند به یونان خمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند.توصیه میکنم هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده. چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور کن.افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بدرفتاری نکن.اگر بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند. اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد. ولوبه قیمت کشته شدن جان خودشان باشدو تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند وتسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم نمایند.امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسندتا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود وهر قدر که فهم آنها زیادتر شود تو بهتر میتوانی سلطنت کنی. همواره حامی کیش یزدان پرست باش ولی هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی کنند و پیوسته به خاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشدکه از هر کیشی که میل دارد پیروی کند.بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم. بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را خود فراهم کردم برمن بپیچان ودر تابوت سنگی قرار بده ودر قبر بگذار. اما قبرم را که موجوداست مسدود نکن تا هر زمان که متوانی وارد قبر شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی. من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم ,مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد.خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد و یا یک خار کن. اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر شوی و تابوت را ببینی.زنهار , زنهار. هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن که یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار بدهد و رای صادر نماید. زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد.هرگز از آباد کردن دست بر ندار , زیرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت.در آباد کردن , حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قرار بده.عفو وسخاوت را قراموش نکن وبدان که عفو فقط موقعی باید بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطائی کرده باشد واگر به دیگری خطائی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای .بیش از این چیزی نمی گویم و این اظهارات را با کسانی که غیر از تو در این جا حاضرند کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است.
منبع: http://www.yadbegir.com
ولی عجب آدم خوبی بوده.